تبليغاتX
عشق وديگرهيچ...

دختران ایرانی نازترین عکسهای ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

نازترین عکسهای خارجی

عکس های خارجی

کلیپ عکسهای خفن ایرانی های ایرانی

کلیپهای ایرانی

عشق وديگرهيچ...



روزميلاد

براي روزميلادتن من/نميخوام پيرهن شادي بپوشي/به رسم عادت ديرينه حتي/برايم جام سرمستي بنوشي/براي روزميلادم اگرتوبه فكرهديه اي ارزنده هستي/منوباخودببرتااوج خواستن /بگوبامن كه بامن زنده هستي/بگوبامن كه با من زنده هستي/كه من بي تونه آغازم نه پايان/تويي آغازفصل بودن من/نذارپايان اين احساس شيرين/بشه بي توغم فرسودن من...

جمعه سی ام فروردین 1387 |

باورم نميشه

نه باورم نميشه كه تومنوازيادببري/تولدم شدبي وفاازتونيومدخبري/چشماي من خشك شدبه درحالاكي بي وفاتره؟/بال وپرش دادم ولي ديگه واسم نمي پره/اينوبدون دستاي من گرمي دستاتومي خواد/توروبه عشقمون قسم اون روزارويادت بياد/حتي ديگه خدامون هم به دادمون نمي رسه /خدابه من بگوچراخوشي به من نيومده/توروخداازت مي خوام دست توي دستاش بذارم/جزآرزوي ديدنش هيچ آرزويي ندارم/بازم ميگم دوستت دارم/كاش عشقمون جون بگيره/برگردبيا به كلبه امون تاسروسامون بگيره...

جمعه سی ام فروردین 1387 |

يعني مي تونم؟

نه!باوركنيددل من ازسنگ نيست وصبرم هم صبرايوب نيست.بخداديگه دارم زيرباراينهمه غصه داغون ميشم كاش لااقل كسي بودكه به درددلام گوش بده ودلداريم بده كسيكه مثل هيچكس نباشه وبه تمام معناسنگ صبورباشه.كسي كه منوفقط وفقط واسه خودم بخوادوباهيچ چيزديگه اي كار نداشته باشه.نه كسي كه واسه همه چي حتي واسه درددل كردن قيمت تعيين كنه و...كاش ميتونستم خيلي حرفاروراحت به اونايي كه واقعاوازصميم قلب دوستشون دارم بگم تا هم خودم سبك شم وهم اونا بدونن كه ازشون چه انتظارهايي دارم.همه ميگن اگه دوسم داري اين كاروبكن واون كارونكن ولي هيچكي ازم نميپرسه كه من چي دوست دارم.چقدرسخته كه بايدهميشه واسه اينكه دوست داشته بشم اونجوري باشم كه بقيه ميخوان.چي ميشداگه منم ميتونستم يه ذره واسه خودم باشم واونجوري كه خودم ميخوام.امروزازساعت 4صبح تاحالانفسام توسينه ام حبس شده ولي كسي نبودكه به درددلام گوش بده يعني دوروبرم كه پربودولي گوش شنوايي كه حوصله ي درددلاموداشته باشه نبود.آخه همه ازكساني كه غم وغصه دارن فرارميكنن حتي عزيزترين عزيزانم هم حوصله ي ناراحتي وگريه هاي منوندارن وبايدخودموخوشحال نشون بدم تاباهام بمونن وازم فراري نباشن. واسه همين مجبورشدم دوباره به نوشتن روبيارم .واسه همه ي دلتنگيهام منوببخشيد...كاش همه چي درست ميشد.خداياتنهااميدم تويي نااميدم نكن...

چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 |

دیدار تلخ

 به زمین میزنی و میشکنی
عاقبت شیشه امیدی را
سخت مغروری و میسازی سرد
در دلی آتش جاویدی را
دیدمت وای چه دیداری وای
این چه دیدار دلازاری بود
بی گمان برده ای از یاد آن عهد
که مرا با تو سر و کاری بود
دیدمت وای چه دیداری وای
نه نگاهی نه لب پر نوشی
نه شرار نفس پر هوسی
نه فشار بدن و آغوشی
این چه عشقی است که دردل دارم
من از این عشق چه حاصل دارم
می گریزی ز من و در طلبت
بازهم کوشش باطل دارم
باز لبهای عطش کرده من
لب سوزان ترا می جوید
میتپد قلبم و با هر تپشی
قصه عشق ترا میگوید
بخت اگر از تو جدایم کرده
می گشایم گره از بخت چه باک
ترسم این عشق سرانجام مرا
بکشد تا به سراپرده خاک
 خلوت خالی و خاموش مرا
تو پر از خاطره کردی ای مرد
شعر من شعله احساس من است
تو مرا شاعره کردی ای مرد
آتش عشق به چشمت یکدم
جلوه ای کرد و سرابی گردید
تا مرا واله بی سامان دید
نقش افتاده بر آبی گردید
در دلم آرزویی بود که مرد
لب جانبخش تو را بوسیدن
بوسه جان داد به روی لب من
دیدمت لیک دریغ از دیدن
سینه ای تا که بر آن سر بنهم
دامنی تا که بر آن ریزم اشک
 آه ای آنکه غم عشقت نیست
می برم بر تو و بر قلبت رشک
به زمین می زنی و میشکنی
عاقبت شیشه امیدی را
سخت مغروری و میسازی سرد
در دلی آتش جاویدی را

چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 |

خاطرات

 باز در چهره خاموش خیال
خنده زد چشم گناه آموزت
باز من ماندم و در غربت دل
 حسرت بوسه هستی سوزت
باز من ماندم و یک مشت هوس
باز من ماندم و یک مشت امید
یاد آن پرتو سوزنده عشق
 که ز چشمت به دل من تابید
باز در خلوت من دست خیال
صورت شاد ترا نقش نمود
بر لبانت هوس مستی ریخت
در نگاهت عطش طوفان بود
یاد آن شب که ترا دیدم و گفت
 دل من با دلت افسانه عشق
چشم من دید در آن چشم سیاه
نگهی تشنه و دیوانه عشق
یاد آن بوسه که هنگام وداع
بر لبم شعله حسرت افروخت
 یاد آن خنده بیرنگ و خموش
 که سراپای وجودم را سوخت
رفتی و در دل من ماند به جای
عشقی آلوده به نومیدی و درد
نگهی گمشده در پرده اشک
حسرتی یخ زده در خنده سرد
آه اگر باز بسویم ایی
دیگر از کف ندهم آسانت
ترسم این شعله سوزنده عشق
آخر آتش فکند بر جانت
 

 


چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 |

بهش بگين...

اميدمن سنگ صبور/باشه برو پيشم نيا/بذاركه تنهابمونم توغربت دلتنگيها/نه اينكه عاشق نباشم/نه اينكه دوستت ندارم/ميخوام تواوج بيكسي سرروي شونه ات بذارم/زخم زبون وصبرمن باوربكن حدي داره/يه قلب خالي ازاميد آخه سوزوندن نداره/مني كه حتي گريه هام واسه توتكراري شده /توحرف مردمونزن بگوكه جات خالي شده/نگاه سردت هنوزم باخنده هات زجرم ميده/خداخودت منوبه اين دربدري عادت بده/بهش بگين دق ميكنم دستش تودستام نباشه/تموم خاطراتمون نمك به زخمام ميپاشه /بهش بگين خاطره هاش آتيش به جونم ميزنه/آسمونم زمين بياداون فقط مال منه/تولحظه هاي بيكسيم سهم من ازتودوريه /اگه صدام درنمياددلتنگي وصبوريه/هرروزغروب دلتنگتم دوباره تنها ميشينم /هروقت كه بارون ميزنه توروكنارم ميبينم/بگوتوهم دوستم داري/بگوكه دلتنگم مي شي/من فقط ازخدامي خوام دوباره مهربون بشي...

چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 |

چند(!)سكانس

سكانس اول:واقعااين خداچقدربزرگ است!سريع آرزوهاي آدم رابراورده ميكند!سريع وخوشايند!                        /سكانس دوم(بهاريعني الان!):نشسته ام ساكت و...ساكت.بهاردرتنفس ثانيه هاجاخوش كرده است .ميخواهم دراين سال تازه ازراه رسيده فقط مثبت واميدوارفكذكنم.اماچكاركنم كه توهنوزنيامده اي؟!چه كا...؟تلفنم داردزنگ مي زند...!وااااي!توهستي!من كاملاكودك ميشوم وزيبا.وقتي به توفكرميكنم زيباميشوم چه برسدبه اينكه باتوصحبت كنم...نمي فهمم چه واكنشي چندلحظه پيش نشان دادم وقتي صداي خوش رنگت راازآن سوي خط شنيدم!ولي ميدانم كه طبيعي نبود!اين راخنده ي آشنايت به من گوشزدميكند.                                                                             /سكانس سوم:من احساس ميكنم كه دارم درآسمان سفرميكنم !تواينجاهستي براي چندصدم ثانيه زمان خيلي كمي است!!!-امااشكالي ندارد(يعني اشكال دارداماچاره اي نيست.يادت باشدچاره اي برايش پيداكني .فراموش نكني؟؟؟).راستي!چراآنقدرتكيده شده اي!چرا؟جوابم رابالبخندميدهي ومن مي فهمم كه چرا...!                                                                                                                                 /سكانس چهارم(امسال سال من است!):چقدراين خدابزرگ است تمام آرزوهايم رابرآورده ميكند سريع!همه چيزداردخوب پيش ميرودمن وتوبراي چندصدم ثانيه درهفته ميتوانيم همديگرراببينيم !خيلي خوب است.درخت پشت پنجره آشنا هم دوباره جوان شده وسبز.لهجه ي زمين وزمان شده بنفش ياسي با طراوت.خداياهزاران هزارمرتبه شكرت.                                                                                                                                 /سكانس پنجم(اين سكانس براي روشن شدن حقيقت خلق شده است):امروزمرغ مينالب هره ي آشنانشسته وهشت سكانسم رامي خواند.مي گويدكه من منت كشي تورا ميكنم!!؟واين كه توبه من كم محلي ميكني!؟ببين!من معذرت ميخواهم كه پرنده اينطوري فكرميكند!مثل اينكه منظورم راخوب نرسانده ام.نميدانم دلتنگيهاي پياپي باعث اين سوءتفاهم شده اندياتوقع بي نهايت من.اين پرنده ي كوچولونميداندكه توخيلي خيلي به من اهميت مي دهي.هيچكس نميداندكه99درصدخواهش هاوتوقع هايم راباواژه ي چشم پاسخ ميدهي.به جزدرخت پشت پنجره ي آشناهيچكس نمي داندكه توچقدربه من بهامي دهي .باوجودهزارمشغله اي كه داري توبه من عجيب بها ميدهي.توخيلي خيلي به من بهاميدهي واين موضوع به من آرامش ميدهد.                                                             / سكانس ششم:لطفافكري به حال اين چندصدم ثانيه هابكن!                                             /سكانس هفتم:هميشه دوستت دارم بهترين نسيم دنيا!!!

پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 |

نازترین عکسهای ایرانی

هفته دوم فروردین 1388
هفته اوّل اسفند 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته سوم دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386

هميشه باتوام...
روزگارت مبارك...
نــــامــــه بــــی جـــواب
اگــه گـــریـــه بـــذاره مى نــــویـــــســــم

پرنده
پسرايروني
یک عاشق
پریاوزهره
آیدین وآیدا
عشق
شبنم
سامان
به نام آنکه عشق راآفرید
تنها
رزتنها
خسته ام ازرفت وبرگشت نفس
عزيزم...
لبخندخدا
بادصبا
شروين شهابي
فاطيما
سينا

RSS 2.0

فال حافظ

جوک و اس ام اس

قالب های نازترین

نازترین عکسهای ایرانی


http://irapic.com/uploads/1212897575.jpg