|
بایدتوروپیداکنم شایدهنوزم دیر نیست توساده دل کندی ولی تقدیر بی تقصیر نیست
با اینکه بي تاب منی بازم منوخط می زنی بایدتوروپیداکنم توباخودت هم دشمنی
کی بایه جمله مثل من می تونه آرومت کنه؟ اون لحظه های آخرازرفتن پشیمونت کنه
دلگیرم ازاین شهرسرداین کوچه های بی عبور وقتی به من فکر می کنی حس میکنم ازراه دور
آخریه شب این گریه هاسوی چشامو میبره عطرتنت ازپیرهنی که جاگذاشتی می پره...
بایدتوروپیداکنم هرروزتنهاتر نشی راضی به با من بودنت حتی از این کمترنشی
بایدتوروپیداکنم...
|